۰۲۱ ۸۸۵۲ ۸۹۴۰
inceptiongroup.co@gmail.com
بلاگ

درباره مشاوره کسب و کار

مشاور کسی است که تلاش می‌کند در سازمان، فرآیند یا فرد دیگر تغییراتی ایجاد کند، اما برای آنچه در تلاش است تغییرش بدهد، کنترل مستقیمی ندارد.

بلاگ

مطلب شماره یک بلاگ

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

بلاگ

مطلب شماره دو بلاگ

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد. کتابهای زیادی در شصت

دسته: بلاگ
بازدید: 120

مشاور کسی است که تلاش می‌کند در سازمان، فرآیند یا فرد دیگر تغییراتی ایجاد کند، اما برای آنچه در تلاش است تغییرش بدهد، کنترل مستقیمی ندارد.

معمولاً تغییر، با هدف بهبود یافتن عملکرد و افزایش اثر‌بخشی و کارایی صورت می‌گیرد. یکی از پیچیدگی‌های مشاوره‌ی مدیریت این است که باید چیزی را تغییر دهید که نفوذ مستقیمی بر آن ندارید. مشاورین با تجربه به این نتیجه رسیده اند که ماهیت مشاوره‌ی اثر بخش غیر مستقیم است و به جای کنترل افراد باید از تسهیلگری و روش‌های مشارکتی برای تغییر استفاده کرد.

شاید خوب باشد اگر برداشت‌های مختلف درباره‌ی مشاوران کسب و کار را بررسی کنیم. مشاوران نقش‌های مختلفی در پروژه‌های تغییر اجرا می‌کنند. برخی از این نقش‌ها عبارتند از:

• مربی: به افراد کمک می‌کند تا اهداف خود را تعیین کرده و به انجام برسانند. طی این فرایند، افراد با کمک مربی، دانش و مهارت جدیدی را کسب می‌کنند.
• آموزگار: آموزگار یا معلم نیز به افراد کمک می‌کند تا یاد بگیرند. تفاوت معلم و مربی در این است که آموزگار معمولا در هنگام کار، آموزش نمی‌دهد.
• همکار یا شریک: با افراد کار می‌کند با این هدف که هر دو از این رابطه نفع می‌برند.
• خبره: کسی است که تخصص خود را در زمینه‌ی مشخصی ارائه می‌دهد.
• تسهیلگر: این نقش به افراد و گروه‌ها کمک می‌کند تا بهتر تصمیم گیری کرده و آنها را اجرا کنند. ممکن است مشاور برای یادگیری به افراد یا گروه‌ها کمک ‌کند، که در این صورت نقش تسهیلگری تا حدی با نقش مربی گری هم‌پوشانی دارد.
• برطرف کننده مسائل و مشکلات: مشاور در این نقش وظیفه‌ دارد مسائل را تشخیص داده و ابزار مناسب را برای حل آنها‌‌ به کار ببرد.
• پژوهشگر: کسی است که برای دادن پاسخی دقیق و عمیق به سؤالی مشخص، اطلاعات را جمع‌آوری، سازماندهی و تحلیل می‌کند.

چرا سازمان‌ها با مشاور کار می‌کنند؟

مشاوران را می‌توان در موارد غلط یا‌ درستی به کار گرفت. بعضی از نمونه‌های درست و نادرست استفاده از مشاور در ادامه ارائه شده است.

نمونه‌های درست استفاده از مشاور

• سازمان در زمینه خاصی تخصص لازم را ندارد. مثلا برای توسعه‌ی محصولی جدید برای مشتریان از مشاوره استفاده می‌کند.
• سازمان برای مدت کوتاهی به فردی نیاز است. مثلا وقتی برای شش ماه به فردی نیاز داریم، استخدام فرد نمی‌ارزد.
• تلاش‌های قبلی مدیران در زمینه توسعه سازمان موفقیت‌آمیز نبوده است. مثلا سازمان برنامه راهبردی را تهیه کرده، اما موفق به اجرای آن نشده است.
• اعضای سازمان درباره نحوه پاسخ‌گویی به نیازی خاص نظر یکسانی ندارند. بنابراین از مشاور بهره می‌گیرند تا تخصص لازم برای حل مسئله را فراهم کنند و دستیابی به اجماع آسان‌تر شود.
• برای حل مسئله‌ای خاص (مانند تهیه چشم انداز) نیاز به فردی است که نسبت به مسائل گذشته و آینده سازمان، سوگیری ۴ خاصی نداشته باشد.
• درباره بعضی از کارها هیچکس در سازمان تمایلی به انجام آن ندارد. مانند وارد کردن داده های تاریخی. البته برخی از افراد این کار را فعالیت مشاوره‌ای به حساب نمی آورند.
• سرمایه‌گذاران یا سهامداران اصلی از مدیران می‌خواهند برای توسعه سازمان از مشاور کمک بگیرند.

نمونه‌های نادرست به کارگیری مشاور

با اینکه درباره غلط یا درست بودن این دلایل اتفاق نظر وجود ندارد، اما در هر صورت این دلایل برای به کارگیری مشاور دلایل ضعیفی هستند.

• سازمان از مشاور می‌خواهد به تصمیمی پیش از این گرفته شده مشروعیت ببخشد. برای مثال، هیئت مدیره درباره سازماندهی مجدد سازمان تصمیم‌گیری کرده، اما مدیرعامل با آن مخالف است. در این صورت هیئت ‌مدیره مشاوری را استخدام می کند تا به تصمیم «سازماندهی مجدد» مشروعیت حرفه‌ای ببخشد. این عمل از دید برخی از مشاوران، عملی غیر‌حرفه ای و غیراخلاقی شمرده می شود.
• سرپرست یا مدیر نمی‌خواهد مسئولیت عملکرد ضعیف کارکنان را بپذیرد. بنابراین مشاوری را استخدام می‌کند تا مسئولیت را به دوش او بیندازد.
• سازمان نمی‌خواهد مزایا (مرخصی، عیدی، بیمه و...) یا مالیات را به فردی پرداخت کند. به همین دلیل او را تحت عنوان مشاور استخدام می‌کند.